موقع ایکه از کلاس نهج البلاغه بر می گشتم  درسی از زندگی این گنجشک گرفتم منتظر ماشین بودم تا به جلسه اتحادیه برسم زیبایی این گنجشک بخصوص مرا متعجب کرد چرا نمی پره 

گفتم حالا یک عکس از زیبایش بگیرم اما از لنز دوربین  متوجه شدم یک پایش شکسته است

یاد خودم افتادم که تابستون پایم به همین شکل بود درست امروز خبری شنیدم که من اعضا اتحادیه را دعوت به یک جلسه  عجله ای و اضطراری نمودم در موسسه که متاسفانه کذب محض بود

جلسه از قبل با مدیر عامل اتحادیه هماهنگ شده بود اما گذشته ها گذشت، ای کاش میشد

حقیتها را مثل غذا برداشتن این گنجشک در میان پیاده رو دید

او به یک چیز فکر می کرد حیات و زنده ماندن حتی اگر روی زمین مثل بقیه پرنده ها نباشی

خدایا پای شکسته آن حیوان به دعای سلیمان بهبودی ببخش